تبليغاتX
 سيب و حوا
 

 

سيب و حوا

جزیره قشم

سفر به قشم  جز به یادموندنی ترین سفرهاییه که میشه رفت و از همه چیز لذت برد...

همه چیز اونجا  جمعه... از آثار تاریخی گرفته تا طبیعت بکر و دست نخورده تا تنها ژئوپارک خاورمیانه تا مرکز خرید هایی که داره سعی میشه شیک و قابل قبول برای ایرانی های لوکس پسند درست بشه با اجناسی بی نهایت خوب و ارزون که حتی من متنفر از خرید رو هم دست پر بر می گردونه!

جزیره هنگام  که می تونید  تو جزیره های کوچکتر اطرافش به راحتی شنا کنید و آفتاب بگیریرد بدون وجود مزاحم و بدون احتیاج به طرح سالم سازی!  اگر هم خواستید نقش حنا رو بدنتون بندازید دخترهای محلی اونجا زیباترین طرح ها رو براتون می زنند.

اگر مثل من هم هوس غواصی و هیجان به سرتون زد زیر آب جزایر مرجانی فوق العاده یا ماهی های رنگ و وارنگ و توتیا و ...انتظارتون رو می کشند که تا مدت ها تصاویر تو ذهن حک می شند .

 عکس هایی که مربی غواصیم تو زیر دریا گرفت:

می تونید رو قایق بشنید و بازی دلفین ها رو از نزدیک تماشا کنید.

می تویند برید دره ستاره ها و نقش نگاری که فرسایش طی 2 میلیون سال رو سنگ ها و صخره ها به وجود اورده رو ببینید.

یا تو جنگل حرا کنار گیاهان عجیب و گونه های مختلف پرنده ها و حیوانات راه برید...

غارهای خربس، قلعه پرتغالی ها، بادگیر های بندر لافت، و ... جاهای دیدنی قشم هستند.

رستوران های دریایی با غذاهای فوق العاده لذیذ ...

نمی خواستم حالا که بعد اینهمه مدت دوباره دارم می نویسم اینطورنوشته ام  تبلیغاتی باشه. ولی واقعآ حیفه همچین منطقه ای توی کشورمون وجود داشته باشه و عشق آزادی های ظاهری  ما رو به بعضی شهر های کشورهای اطراف سوق بد. واقعآ حیفه...

2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/03ساعت 12:0  توسط اركيده | 
كينه از نوع شتري!!!!!!!!
۱۱ سال پيش با دوستان همكلاسي قرار گذاشتيم تو تاريخ ۸/۸/۸۸ همديگه رو جلوي در مدرسه  دوباره همديگه رو ببينيم.

خب هنوز هم با چند نفر از دوستان اون دوره ارتباطم رو حفظ كردم...

ديروز يكي از همين دوستان با من تماس گرفته كه اركيد بيا دوستاي اكيپ خودمون رو پيدا كنيم و ساعت قرار رو عوض كنيم.

دليل جالبي هم داشت!

- مثل اينكه يادت رفته مهديه و دورو بري هاش چطور تو كلاس هاي .... زيرآب ما رو زدند و دعوامون شد؟

(باورم نميشه بعضي كينه ها بتونه اينطور سال ها موندگار بمونه!!!!)

كينه هاي الكي بابت مسائل الكي تر!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 14:41  توسط اركيده | 
بازی جدید
کتایون عزیز خواسته و ناخواسته منو به بازی دعوت کرده که طبق قانون این بازی من باید ۱۰ از چیزهایی که دوست دارم و ندارم رو بنویسم. ولی هرکاری کردم از چیزهایی که دوست دارم فاکتور بگیرم کمتر از ۲ تا ده تایی نشد:

۱- ماساژ گرفتن رو دوست دارم بخصوص اگر ماساژورش حرفه ای هم باشه  

۱- دیوانه هر دو تا کارم هستم

۲- مهمونی دادن و مهمونی رفتن و رقصیدن

۲- بوی کتاب

۳- چیپس و پنیر

۳- آرم طرح ترافیک رو ماشینم رو

۴- زیرزمینمون

۴- سفر کردن و عکس انداختن

۵- آشپزی کردن و دسرهای مختلف درست کردن

۵- شامپو کردن و شستن سر تو ارایشگاه

۶- عاشق بچه های زیر 5 سال هستم به مدت نهایت 10 دقیقه

۶- وبلاگ بازی رو یه ذره خیلی زیاد

۷- بهشت زهرا رو...

۷- پیاده روی بخصوص تو این فصل...

۸- عاشق بوی بنزین و رنگ روغنم و بوی ملحفه تمیز

۸- سینما و تئاتر به وفور

۹- عاشق سورپرایز کردن و سورپرایز شدنم  به حد مرگ

۹- از تنوع تو همه چیز خوشم می یاد

۱۰- لواشک و ترشیجات و آلوچه و آب انار.

۱۰- پیانو زدن و دفترخاطرات پر کردن  رو نمی تونم ول کنم

چیزهایی که دوست ندارم رو هم هرچی به مغزم فشار اوردم به ۱۰ تا نرسید:

۱- بوی بدی که تو صندلی تاکسی ها نفوذ کرده و هیچوقت هم نمی ره

۲- از موبایلم متنفرم!!!!!!!

۳- واسطه آشتی بین دو نفر شدن(خب اگه دونفر نتونند مشکلشون رو با هم حل کنند من چرا اون وسط نقش نخود رو بازی کنم؟)
 ۴- حرف و حرف کشی

۵- انبارگردانی کتاب و شمارش 1000000000000 تا کتاب!

 ۶- مقنعه مشکی

۷- فیلم خشن یا ترسناک

۸- خرید کفش و لباس (احساس مرگ می کنم)

خب کامترهای شماره ۳، ۸، ۱۱، ۱۸ بازی رو ادامه می دید؟
 

2 نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت 10:44  توسط اركيده | 
blogکد بازي تمرکز حواس
درباره وبلاگ


 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
 
دست نوشته هاي من

آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384


پيوندها

صبح بخير
رنگینک
رهگذار عمر
رگبارها
اسب سفید بالدار
از هر دری سخنی
در امتداد پیدایی
دل درد
کاسنی
بریم جلو بوق بزنیم
کنج ذهن
دل مشغولی های من
من از یادت نمی کاهم
یاس و یاسچه
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
یک مشت حرف مسخره
وبلاگ شخصی و خانوادگی
زندگی در پاورقی
عشق عرفان ادب و هنر
Black & White
میرزا بنویس
از زیرود تا شهنیا
آنچه به عنوان یک شوهر باید بدانید
ییلاق ذهن
چه بگویم.....
یک دسته اقاقی برای خدا
دری وری
ورق پاره های اینترنتی
مجموعه مقالات مسعود بهنود
یادداشت های نیک آهنگ
خاطرات دانشگاه
یادداشت های دختر دستفروش مترو
عاشقی کشکککککک
تمام روزهای من
دوست کجا؟ راه کدام؟
چرک نویس
مهرانامه
چیستا
یادداشت های احسان ولی زاده
شمعدانی های قرمز
رزم مشترک

 

 RSS